مک‌لوهان، خواندن و حدس زدن

مک لوهان، خواندن و حدس‌زدن

دانستن ممکن است هدف خودش را داشته باشد، اما حدس‌زدن لذت‌بخش‌تر از آموختن است.   دانستن یا حدس‌زدن؟ مارشال مک لوهان در یکی از سخنرانی‌هایش در استرالیا واژهٔ خواندن (read) را معادل حدس‌زدن (guess) در نظر می‌گیرد: To read = to guess  (Readon = gieuss) او خواندن را این‌طور توصیف می‌کند که:   خواندن فعالیت […]

هر کتاب محصول زمانه خویش است

هر کتاب محصول زمانهٔ خویش است

در هر برههٔ تاریخی روحِ زمانه در آثار مکتوب و غیر مکتوب آن متجلی می‌شود. هر کتاب یا اثر هنری به نوعی روایت عصر خود است آن‌گونه که در اندیشه‌ها درک و دریافت شده است. گرایش‌های فکری، سیاسی و اعتقادی ای که بر هر اثر سایه افکنده است و از آن جدا نمی‌شود.    هیچ […]

بهترین فیلم‌های دریایی

دریا چیز دیگری است و دیدن دریا در فیلم‌ها چیزی دیگر.   بی‌کرانگی اقیانوس‌های بزرگ، احساس وهم‌انگیزِ تنهایی و کوچکی ما در مقابل وسعت بی‌پایان با افقی سبز آبی که هماره دور از دسترس است و از رسیدن بیزار. روی پردهٔ سینما، اقیانوس یک قلمرو شکست‌ناپذیر است که از وحشت و هیجان لبریز است.   […]

کتاب‌خواندن یا نویسندگیِ وارونه؟

وقتی کتاب می‌خوانیم انگار نویسندگی وارونه انجام می‌دهیم. کتاب‌خواندن دقیقاً عمل مهندسی معکوس است که برای کُد گشایی از یک موضوع مشخص به کار می‌رود. ما برای شکستنِ کُدِ یک کتاب است که آن را می‌خوانیم.   پیش‌تر نوشته‌ام:   چطور مانند یک نویسنده کتاب بخوانیم؟ و  مطالعه به سبک یک نویسنده      مهندسی […]

هنرِ رُمان

پاسخ اورهان پاموک به پرسش «چرا رمان بخوانیم؟» را از کتاب چمدان پدرم با هم می‌خوانیم.   هر رمانی نوعی سبد است برای حمل دنیای خیالی که می‌خواهیم مدام زنده و آماده در دسترس‌مان باشد.   رمان‌ها پاره‌هایی از خیال را که ما برای فراموش کردن دنیای رنج‌آور به درون آن‌ها پناه می‌بریم به هم […]

می‌نویسم برای خوشبختی!

من هر روز به دنبال نو کردن چراهایم هستم. این‌بار به دنبال پرسش «چرا می‌نویسم؟» به سراغ  چمدان پدرم رفتم؛ کتابی از اورهان پاموک.   اورهان پاموک ادبیات را همان کاری می‌داند انسان با حبس خود در اتاقی و نشستن پشت میزی و پناه بردن به گوشه‌ای و روایت کردن خود با قلم و کاغذ […]

پاره‌هایی از خِردِ بی‌زمان

من یک کلکسیونرم. اما به جای جواهر، تمبر یا نقاشی، کلماتی جا مانده از زمان را جمع می‌کنم.   صیادِ پاره‌هایی از خردِ بی‌زمانم (خِرد پاره‌ها!)؛ در میان انبوهی از تفصیل‌ها و توصیف‌ها. مکتوب‌ها را در پیِ یافتن قطعه‌ای از آن حقیقت از دست‌رفته می‌کاوم تا افسونی از تسلی بیابم و در گوشه‌ای نگاه دارم […]

وبلاگ‌نویسی: سرگرمی یا فرهنگ‌سازی

فرشته مولوی در کتاب «از نوشتن» از وبلاگ‌نویسی می‌گوید. جستار «وبلاگ‌نویسی: سرگرمی یا فرهنگ‌سازی» را در سال ۸۸ نوشته است. آن وقت‌ها که وبلاگ‌نویسی فارسی در اوج بود. جای حرف‌هایش را برای امروز که حتی شبکه‌های اجتماعی، عرصه و زمان را برای وبلاگ‌نویسی تنگ‌تر کرده‌اند خالی دیدم.  نثر فرشته مولوی را دوست دارم، انتخاب واژه‌هایش […]

وقتی از کتاب حرف می‌زنیم از چه حرف می‌زنیم؟

وقتی از کتاب حرف می‌زنیم از چه حرف می‌زنیم؟ از بوی آن. از جنس کاغذش. از وزنی که میان دستان‌مان سنگینی می‌کند. از حروف‌چینی و چاپش. از طرح روی جلد کتاب. از قطر زیاد آن. صحافی آن. از لبه صاف کاغذ. از تار و پود آن. از ارتباطی که میان شخصیت‌ها احساس می‌کنیم. از اثری […]

بهترین کتا‌ب‌‌ها دربارهٔ کتاب‌ها

گاهی کتاب‌خواندن دربارهٔ کتاب‌خواندن، بهتر از کتاب‌خواندن است.   پیدا کردن کتاب‌ها آن هم درون کتابی دیگر کشفی دلچسب است.  عشق من به کلماتِ مکتوب تنها به کتاب‌ها خلاصه نمی‌شود بلکه به کتاب‌هایی دربارهٔ کتاب‌ها هم سرایت می‌کند.   کتاب‌هایی که در این پست با آن‌ها آشنا می‌شوید دربارهٔ باشگاه‌های کتابخوانی، کتابخانه‌ها،  کتابدارها، کتابفروشی‌ها یا […]