هنرِ از دست‌رفتهٔ بلندخوانی

بیشتر ما خاطراتی از پدر و مادر خود داریم که در بچگی برایمان بلند بلند کتاب می‌خواندند. یکی از این تصاویر برای من مربوط می‌شود به زمانی که پدرم برای من و خواهرهایم کتاب «داستان راستان» شهید مطهری یا کتاب «قصه‌های خوب برای بچه‌های خوب» مهدی آذریزدی را می‌خواند. هر شب چند صفحه، و ما […]

هُنرِ از دست‌رفتۀ گزیده‌گویی و گزیده‌خوانی

آن که با خون و گزین‌گویه می‌نویسد، نخواهد که نوشته‌هایش را بخوانند، بل می‌خواهد از بر داشته باشند. در کوهستان کوتاه‌ترین راه، از چکاد به چکاد است. اما بهر آن، تو را پاهایی بلند باید. گزین‌گویه‌ها می‌باید چکادها باشند و آنان که روی سخن به جانب‌شان است تنومند و بلندبالا. هوا لطیف است و پاک،‌ […]

تنهایی از دست‌رفته!

یکی از مهارت‌های لازم و ضروری برای زندگی در مداری بالاتر، مهارتِ تنها ماندن، در یک اتاقِ ساکت است. مهارتی که هیچ کدام، آن را یاد نگرفته‌ایم، که هیچ، از آن هم به هر نحو و انحایی گریزانیم.   «ریشۀ همۀ مشکلاتِ انسان، این است که او قادر نیست در یک اتاق، به تنهایی، در […]

معنای از دست رفته!

واژه‌ها هم سرزمین خود را دارند و پشت هر کدام به فرهنگ و تاریخی گرم است که از آن آمده‌اند. هر کلمه سفیری از معناست که ما را به دنیایی جدید رهنمون می‌شود. و زبان، این همیشه در جذبه‌ای شگفت، که در هاله‌ای از شهود پرسه می‌زند، و حضورش در دنیای ما، هنوز پشت مهی […]