پرسه در حوالی کلمات

زیبایی برخی کلمه‌ها، مرا میخ‌کوب می‌کند. چطور ممکن است، یک کلمه بتواند این‌قدر زیبا باشد؟ متنی که با این کلمات زیبا نوشته شود، تا چه حد می‌تواند زیبا، عمیق و پرمعنی باشد؟

مفاهیمی را در دل خود دارند، که گاهی متعجب می‌شوم که چطور یک کلمه، به تنهایی، قادر است این حجم از معنا را در خود جای دهد؟

 

برخی به سادگیِ هر چه تمام‌تر، بیان‌گر مفهومی بسیط هستند و برخی انگار سلاطینِ عالمِ معنایند و بر سریری زرین تکیه داد‌ه‌اند.

چنان از ستیغِ رفعت و بلندی به خردهِ کلماتِ عامیانه می‌نگرند، که دل خواننده و شنونده، به لرزه در می‌آید.

 

زیبایی کلمات، همیشه قوی‌تر از سکوت اشک‌هاست.

دلانو جانسون

هنر، زیبایی و کلمات

کلمات، این سَروَران معنا، جهانِ بی‌روحِ ما را، نسیمِ حیات می‌مانند.

گاهی کلمه‌ای تو را چنان درگیر خودش می‌کند، که تنها از تکرار و آوای بی‌نظیرش، محظوظ می‌شوی و میل زمزمۀ آن تا ابد، با لبان تو می‌ماند.

(مانند نامِ عزیزِ تو…)

 

قدرت چنین کلمه‌ای را می‌توان از تصویر سازی بی‌بدیل آن، حضورِ چند مفهوم در کنارِ هم، در یک صحنه و یک لحظه، فهمید.

انگار این کلمه دیگر تنها یک کلمه نیست، بلکه تصویری نقاشی است، خودش یک قطعۀ هنری است، شعر است، آوازی است که به جهانی، جان بخشیده است.

 

شعر، خلق  موزونی از  زیبایی در کلمات است.

ادگار آلن پو

 

قدرت یک کلمه را می‌توان از تصویری که از خود در ذهن به جای می‌گذارد، فهیمد.

حتی‌تر، می‌توان به سطحِ بالندگی و اندیشه‌ورزیِ مردمی که به آن زبان سخن می‌گویند، پی برد.

کلمات در هر زبانی، از اولویت‌های فرهنگی و اجتماعی یک ملت پرده بر می‌دارد. اینکه برای مردمی، طبیعت، احترام و حفظ آن مهم است، تا چه حد به سکوت و توجه و مراقبه اهمیت می‌دهند.

جغرافیای یک ملت را از میان واژه‌هایشان می‌شود، فهمید. این سرزمین دریا دارد یا صحرا، سرد سیر است یا گرم‌سیر، برف زیاد می‌بارد یا باران…

 

درباره ترجمه‌ناپذیری این کلمه‌ها در پست معنای از دست رفته! نوشته‌ام.

 

مهم نیست بقیه چه می‌گویند، کلمه‌ها و ایده‌ها می تواند دنیا را تغییر دهد.

انجمن شاعران مرده

 

 

به سِحرِ کلمه، دچار شویم!

قصۀ من و این کلمه‌های جادویی، از آن‌جا شروع شد که سرندیپیتی وار،‌ معنای این کلمۀ زیبا و نوستالژیک را دریافتم. تا چند روز ذوق داشتم و به هر که می‌رسیدم، می‌پرسیدم: می‌دانی سرندیپیتی یعنی چه؟ و بعد با شوق وصف‌ناپذیری از این کشفِ لذت بخش می‌گفتم و دلم می‌خواست آن‌ها را هم در این مستیِ (به زعم خودم سرخوشانه) شریک کنم. تا این‌که کلمه بعدی از راه رسید، متانویا، از بار معنایی‌اش شگفت‌زده شدم. قطار کلمه‌های دیگری از این دست هم رسیدن گرفت و من از شُربِ مدامِ  آن‌ها سرشار می‌شدم. 

بر آن شدم چندتا از این کلمه‌ها را این‌جا بیاورم تا با هم تماشای‌شان بنشینیم، چرا که دیگر فقط شنیدنی و خواندنی نیستند، بلکه نیوشیدنی و تماشایی‌اند!

 

 

Serendipity

سرندیپیتی یافتن چیزی زیبا،‌ بی‌آن‌که در پی‌اش باشید.

 

 

petrichor

به معنی بویِ خاکِ باران خورده است.

این کلمه از واژه یونانی petra به معنی سنگ و ichor به معنی مایعی که در رگ‌هایِ خدایانِ اساطیرِ یونان جریان دارد، آمده است.

چقدر زیبا! بارِ افسون‌گری این کلمۀ جادویی، توسط زوجی استرالیایی در ۱۹۶۰ کشف شد که در حال مطالعه بوهای هوای بارانی و نمناک بودند. (چه شغل جالبی باید بوده باشد!) 

 

 

Metanoia

متانویا سفری برای تغییر ذهن، قلب، خود یا روش زندگی کسی است. فرایند تجربۀ شکست و پیامدهای مثبت روان شناختیِ ساختنِ دوباره و شفا یافتن. 

Novaturient

آرزو و چستجوی قدرتمند تغییر در زندگی،‌ رفتار یا موقعیت فردی.

Schwellenangst

ترس یا گذر از یک آستانه، برای آغاز یک چیز نو.

Aesthete

فردی با حساسیت عمیق نسبت به زیبایی هنری یا طبیعی.

Reverie

 حالتی از گم شدن مطبوع در افکار کسی، در بیداری خیال پردازی کردن.

Sturmfrei

احساسِ آزادی از تنها بودن و اینکه بتوانید کاری که می‌خواهید انجام دهید.

Numinous

احساسی قدرتمند از ترس و شیفتگی همزمان، از بودن در وحشت و غرق شدن در چیزی که قبل از شما بوده است.

Insouciant

رهایی از نگرانی، دلواپسی یا اضطراب

 

 

پی‌نوشت:

زبان لاتین هم بسیار رازآلود و جذاب می‌نماید، اما به قدری از سختی آن شنیده‌ام، که گمانِ نزدیک شدن به آن، دور می‌نماید.

 

 

یک دیدگاه برای “پرسه در حوالی کلمات

  1. این کلمات معنای خیلی زیبایی دارن.احسنت میگم بهتون برای این ذوق و این حس خوب. بی صبرانه منتظر متن زیبااتون درباره کلمات خاص و ویژه ی فارسی هم هستم.با آرزوی موفقیت برای شما دوست عزیز🌹❤

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *